">
این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد.
Jasa SEO

متن آهنگ ملکاوان محمد معتمدی


بس که عمریست در آیینه غریبست تنم باید این بار به آغوش خودم سر بزنم
من به دنبال قدم های خودم میگردم شاید این راه مرا برد به سوی وطنم
بغضم اما نشکستم شهر بی حادثه هستم اگر از من خبری هست برسانید به دستم
بغضم اما نشکستم شهر بی حادثه هستم اگر از من خبری هست برسانید به دستم
خنجر از پشت ولی مهر گنه کار زدند به من بی گنه پارگی پیرهنم
تو بنا بود که بت باشی ولی بغض شدی هرچه بی پایه بنا شد همه را میشکند
کاش ای کاش کسی مشت بکوبد بر در بگشایند در را عشق بگوید که منم
بگشایند در را عشق بگوید که منم که منم ...
بغضم اما نشکستم شهر بی حادثه هستم اگر از من خبری هست برسانید به دستم
بغضم اما نشکستم شهر بی حادثه هستم اگر از من خبری هست برسانید به دستم

آهنگ بدون نظر

نظر خود را بنویسید

نظر شما پس از تایید مدیریت درج خواهد شد

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !